مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
267
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
در اين انصراف دخيل نباشد ، « انصراف بدوى » مىگويند ، مثل : انصراف لفظ « ماء » به « ماء الفرات » نزد اهل كوفه و به « ماء الدجلة » نزد اهل بغداد ، و اين انصراف به خاطر غلبه وجودى ماء دجله و فرات در آن منطقه است . چنين انصرافى مانع از تمسك به اطلاق كلام نيست و با اندكى تأمل از بين مىرود . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 3 ، ص 431 . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 239 . نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 1 ، ص 532 . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 183 . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص ( 206 - 205 ) . جزايرى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية ، ج 3 ، ص 729 . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 3 ، ص 557 . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 9 ، ص 116 . انصراف به فرد اكمل انصراف ناشى از انس ذهن به فرد اكمل ماهيت انصراف به فرد اكمل ، از اقسام انصراف بدوى و ناشى از انس ذهن به فرد اكمل از افراد ماهيت مشككه است ، مانند : انصراف عليت مستفاد از ادات شرط ، به عليت منحصره . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص ( 206 - 205 ) . انصراف به قدر متيقن انصراف ذهن به مصداق قطعى ماهيت مطلق انصراف به قدر متيقن ، از اقسام انصراف بدوى و به معناى انسباق ذهن به سوى فرد يا حصهاى از حصص مطلق است كه بهطور يقين ماهيت مطلق شامل آن مىشود ، مثل : انصراف آب به آب شيرين ، زلال و گوارا ، و يا انصراف شجاع به امير مؤمنان على . عليه السّلام قدر متيقن دو گونه است : 1 . قدر متيقن خارجى ؛ 2 . قدر متيقن در مقام تخاطب . انصراف به قدر متيقن نيز بر دو قسم است : 1 . انصراف به قدر متيقن خارجى ؛ 2 . انصراف به قدر متيقن در مقام تخاطب . به نظر كسانى همچون مرحوم « آخوند خراسانى » ، انصراف به قدر متيقن در مقام تخاطب ، مانع از تمسك به اطلاق است ، زيرا در نظر آنها عدم وجود قدر متيقن در مقام تخاطب ، يكى از مقدمات حكمت است كه وجود آن باعث اطلاق مىگردد . اما در نظر كسانى كه عدم وجود قدر متيقن در مقام تخاطب را از مقدمات حكمت نمىدانند ، انصراف به قدر متيقن ، به اطلاق ضررى نمىزند و از همين رو ، زيرمجموعه انصراف بدوى قرار داده شده است . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص 206 . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 3 ، ص 558 . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 9 ، ص 117 . انصراف ثابت انصراف ذهنى غير زايل بعد از تأمل ، ناشى از كثرت استعمال انصراف ثابت ، انصرافى است كه به سبب كثرت استعمال لفظ در حصهاى معين پديد مىآيد و ماندگار است ؛ يعنى با تأمل از بين نمىرود ( به خلاف انصراف بدوى كه سريع از بين مىرود ) مانند : انصراف لفظ حيوان به غير انسان ، زيرا حيوان نزد عرف به سبب كثرت استعمال در غير انسان ظهور پيدا كرده است . چنين انصرافى مانع از تمسك به اطلاق لفظ و به منزله قرينه لفظى متصل است . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص 206 . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 182 . نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 1 ، ص 532 . جزايرى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية ، ج 3 ، ص 729 . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 239 . انصراف خطورى ر . ك : انصراف بدوى . انصراف ظهورى ر . ك : انصراف ثابت . انصراف غير ثابت ر . ك : انصراف بدوى انصراف مستمر ر . ك : انصراف ثابت . انفتاح باز بودن راه علم يا علمى به احكام شرعى در عصر غيبت انفتاح ، مقابل انسداد بوده و به معناى باز بودن راه علم يا علمى به احكام شرعى فرعى به روى مكلفان در زمان غيبت امامان معصوم عليهم السّلام است . توضيح : درباره انسداد و انفتاح باب علم نسبت به احكام شرعى ، سه مبنا وجود دارد ؛ يكى از آن مبانى ، مبناى « انفتاح حقيقى » است كه گروهى از قدما مانند « سيد مرتضى » و پيروان وى طرفدار آن بوده و باب علم را نسبت به احكام فرعى باز مىدانند و معتقدند نيازى به رجوع به ظنون ، همچون خبر واحد ، نيست . اگر كسى فقط باب علمى را باز دانسته ولى باب علم را مسدود بداند ، معتقد به « انفتاح حكمى » شده است .